مادری که در کهنسالی با اینهمه درد و بیماری ،
وقتی می بینه هیچکس دردشو باور نداره ، با خودش میگه
حتمأ ” من خوبم ”
و سعی میکنه با کمر خمیده و پای لنگش
ادای آدمای سالمو در بیاره .
قدرشونو بدونیم تا وقتی هستند .
زمان خیلی زود ” دیر ” میشه !!!
برای سلامتی کامل مادرم التماس دعای مخصوص دارم
برچسب:
نویسنده: آرمان زارعیان